![]() |
![]() |
|
| می توان، از میان این فاصله ها را برداشت... دل من با دل تو... هر دو بیزار از این فاصله هاست... |
|
سخت تر از اون چیزیه که فکرشو میکردم...ولی ادامه میدم! ۴۸ تا نظر داشتم!!! اما نمیدونم چندتاشون هنوز منو یادشونه! ... ... ... خدایا! ... نمیدونم!!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 آذر1385ساعت 6:36 PM توسط عاطفه |
|
|
... سخته...ولی شدنیه !!! میخوام دوباره بنویسم...از اول. از اول اول ...! اما اول اولشو که یادم نیست ...
***همین الان تو وبلاگش بودم...مثل همیشه بی نقص نوشته بود. اینجارو هم اون بهم داد! وقتی حرفاشو می خونم احساس آرامش میکنم...بعد انگار دلم میخواد دوباره بنویسم!!! ولی نمیدونم چی... مثل الان...
از آخرین نوشته حدودآ ۱سال و ۷ماه میگذره...یکم بیشتر...! همه چیز عوض شده... حتی عاطفه !!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 آذر1385ساعت 4:43 PM توسط عاطفه |
|
|
اولین من منتظرم از شروع تا حال |
| اینجا |
داستان ها دارم, از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو ,
از دیاران که گذر کردم و رفتم بی تو , بی تو میرفتم , تنها , تنها و صبوری مرا کوه تحسین میکرد !!! |
| گذشته |
|
فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 اردیبهشت 1384 |
|
RSS
|