![]() |
![]() |
|
| می توان، از میان این فاصله ها را برداشت... دل من با دل تو... هر دو بیزار از این فاصله هاست... |
|
یه کاری بکن بشناسمت... یه کاری بکن که احساس کنم هستی... که ببینمت... که بشنومت... که نگه نداری... که نزنه تو سرم... که صدامو خفه نکنه... یه بار ... فقط یه بار ... این دفعه با تو ، از این به بعدش با خودم ... قول میدم !!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 دی1385ساعت 2:6 PM توسط عاطفه |
|
|
اولین من منتظرم از شروع تا حال |
| اینجا |
داستان ها دارم, از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو ,
از دیاران که گذر کردم و رفتم بی تو , بی تو میرفتم , تنها , تنها و صبوری مرا کوه تحسین میکرد !!! |
| گذشته |
|
فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 اردیبهشت 1384 |
|
RSS
|