![]() |
![]() |
|
| می توان، از میان این فاصله ها را برداشت... دل من با دل تو... هر دو بیزار از این فاصله هاست... |
|
تا حالا حالت از چیزی به هم خورده ؟! . . . . من حالم ازت به هم می خوره ! دیگه نمی خوام ریختِ نحستو ببینم ! این بود جواب اونهمه زحمت؟! مگه چی برات کم گذاشتن؟! آخه تو چه مرگته ؟! . . . چیکار کنم من ؟!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 3 بهمن1385ساعت 11:9 AM توسط عاطفه |
|
|
اولین من منتظرم از شروع تا حال |
| اینجا |
داستان ها دارم, از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو ,
از دیاران که گذر کردم و رفتم بی تو , بی تو میرفتم , تنها , تنها و صبوری مرا کوه تحسین میکرد !!! |
| گذشته |
|
فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 اردیبهشت 1384 |
|
RSS
|