تبليغاتX
:.چینی نازک تنهایی من.: - سردرگمی !!!
می توان، از میان این فاصله ها را برداشت... دل من با دل تو... هر دو بیزار از این فاصله هاست...
 

وقتی نمی دونی چیکار کنی ، چیکار باید بکنی ؟!

نظر خواهی فعالِ !

نظرتون رو بگین !

 ***

سردرگمی ِ ...

دلت بخواد بلند گریه کنی اما نتونی !

از ترس...ترس اینکه کسی صداتو بشنوه ...ترس اینکه بفهمه چه گندی زدی ...

ترس اینکه ...

اه...!

...

اما...

بالاتر از سیاهی که رنگی نیست!

***

چی میشد اگه اینجا بودی...؟که هر وقت اراده می کردم می دیدمت..؟ که هر وقت غصه داشتم میومدم تو بغلت نوازشم می کردی؟کاش تصور وجود خارجی داشتنت اینقدر سخت نبود!!!

***

خدایا !

دلیل بودنم فقط تویی!امیدوار بودم چون فکر می کردم تورو دارم!

اما حالا که تورو هم ندارم نمی خوام باشم!

تمومش کن!

خواهش می کنم !!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 بهمن1385ساعت 1:0 PM  توسط عاطفه |