تبليغاتX
:.چینی نازک تنهایی من.: - چه کسی بود صدا زد ... عاطفه ؟!
می توان، از میان این فاصله ها را برداشت... دل من با دل تو... هر دو بیزار از این فاصله هاست...
 

تو تمام سال هایی که از خدا عمر میگیری هزاران نفر اسمتو صدا میزنن !
اما میون همه ی این صداها فقط ۱ صداست که از ته دلِ و تهِ دلت میشینه ...!

این قرصتُ به من بده که وقتی از تهِ دل صدام میزنی ، بشنوم ...
تمام تلاشمُ می کنم تا همونطوری که "باید" جواب بدم !
امتحانم کن ... 
یه بار دیگه ...

 

دیروز داشتم "سهراب" رو ورق میزدم .
قبلأ هم این کارُ کرده بودم اما دیروز یه احساس دیگه داشتم ...!
راست میگن وقتی نگاهت رو عوض کنی خیلی چیزا عوض میشه

"و خدایی که در این نزدیکی ست ...
لای این شب بوها ، پای آن کاج بلند ...
روی آگاهی آب ، روی قانون گیاه ... "

یا  :

"هر کجا هستم ، باشم
آسمان مال من است.
پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است.
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچ های غریت
... "

و یا :

"کار ما نیست شتاسایی راز گل سرخ ،
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم ... "

*

نتیجه ی مرخصیم هنوز معلوم نشده ...
اما برگشتم ، به این امید که همونی میشه که من می خوام !

*

راستی ،
یه خواهش ...
فراموشم کن ... !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 بهمن1385ساعت 0:24 AM  توسط عاطفه |