![]() |
![]() |
|
| می توان، از میان این فاصله ها را برداشت... دل من با دل تو... هر دو بیزار از این فاصله هاست... |
|
بعد از یه غیبت طولانی بلاخره 2 دقیقه وقت پیدا کردم که واسه خودم باشم! اونم اتفاقی !!! چقدر دلم هوای اینجارو کرده بود ! یه شب سرد ... و بی سابقه ... (از نظر سردی البته) و تکرار نشدنی ... حتماً نباید خوش بگذره که بهش بگم به یاد ماندنی...یا تکرار نشدنی... دیگه هر شبم به یاد ماندنیه ... و غیر قابل تکرار !!! دارم زندگی می کنم ! نمی دونم چرا به دلم نیست بنویسم ! سخت شده ! شاید چون خیلی وقته که نبودم ! تنبل شدم ! - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - #بیقانقان !# اومد بگه : بیگانگان ... گفت بیقانقان ! اشتباهی ... اتفاقی ... نکته : اشتباهی !!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 0:14 AM توسط عاطفه |
|
|
اولین من منتظرم از شروع تا حال |
| اینجا |
داستان ها دارم, از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو ,
از دیاران که گذر کردم و رفتم بی تو , بی تو میرفتم , تنها , تنها و صبوری مرا کوه تحسین میکرد !!! |
| گذشته |
|
فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 اردیبهشت 1384 |
|
RSS
|